ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

85

تاريخ گيلان ( فارسى )

در خفيه او را به قتل قرابهادر دلالت نموده ، رخصت قتل او مىدهد . روز ديگر على بيك ، از كامران رخصت انفراق حاصل نموده ، به خانهء قرابهادر مىرود و بعد از دخول مجلس ، ساعتى با او صحبت داشته ، هنگام وداع از راه فريب و خداع ، به شمشير انقطاع دوش و گردن او را از بارگران سر پرشوروشر سبك ساخته و سر او را برداشته ، در رشت از براى نواب مهد عليا - شاهزاده خديجه بيگم - فرستاده ، خود به اتفاق معدودى از ملازمان كه در خدمتش بودند ، به فومن مراجعت و بازگشت نمود . و نواب عليه عاليه امر فرمود كه كنيزان دار الحرم عليه ، سر پليد نخوت پيوند او را به ضربات ساطور سلاخى ريزه كردند و بعد از آن برادران او را كه در محلات رشت پاسبان « 1 » صاحبان خويش و به چندين صفت ، بر وى شرف و امتياز داشتند « 2 » ، طلبيده ، به خورد ايشان دادند . نظم : مكن با ولى نعمت خود ستيز * كه گردى سزاوار شمشير تيز مكن با ولى نعمت خود بدى * حذر كن ز باد افره ايزدى مكن با خداوند خود سركشى * كه آب حياتش كند آتشى ؟

--> ( 1 ) - در اصل : پاسبانى . ( 2 ) - در اصل : دارند به جاى داشتند .